فصلنامه اگروتک (زمستان 1404)

فهرست مطالب
درختان سیب را چگونه هرس کنیم؟
نویسنده: رسول نصیری

تعریف هرس درختان
هرس عبارت است از فرآیند حذف بخشی از درخت، که میتواند شامل شاخهها، برگها یا حتی ریشهها باشد. این کار بهطور عمده به هدف بهبود کیفیت محصول، شکلدهی درخت، و همچنین کاهش بیماریها و آفات انجام میشود. درختان سیب از آن دسته گیاهانی هستند که برای بهبود کیفیت میوهها و رشد مناسب نیاز به هرس منظم (هرسال هرس سبک) دارند. هرس باید با دقت و در زمانهای خاص انجام شود تا از رشد بیش از حد، رقابت برای نور و تهویه و مشکلات دیگر جلوگیری شود.
مزایای هرس در درختان سیب
هرس صحیح باعث بهبود رشد درخت و کیفیت میوهها میشود. مزایای اصلی هرس در درختان سیب به شرح زیر می باشد:
بهبود کیفیت میوه
هرس بهطور مستقیم بر کیفیت میوهها تأثیر میگذارد. هرس مناسب باعث میشود که نور بهطور یکنواخت به تمامی شاخهها، بهویژه شاخههای بارده، برسد. این موضوع باعث افزایش فتوسنتز در قسمتهای بارده درخت میشود و در نتیجه، رشد میوهها بهبود مییابد. همچنین با افزایش جریان هوا و نور در داخل درخت، شرایط بهتری برای تکامل میوهها فراهم میشود، که منجر به بهبود رنگ، اندازه و طعم میوهها میگردد. از آنجا که درختان سیب به شدت به نور برای تولید قند و تنظیم هورمونهای رشد نیاز دارند، هرس صحیح میتواند کیفیت میوه را با تأثیر بر تعادل هورمونی و بهینهسازی فرایندهای فیزیولوژیکی مانند آبیاری و تغذیه بهبود بخشد.
کاهش رقابت برای نور
درختان سیب معمولاً دارای ساختارهای پیچیدهای از شاخههای متعدد و ریشههای جانبی هستند که ممکن است رقابت زیادی برای نور و منابع آب ایجاد کند. هرس کردن با حذف شاخههای غیرضروری و رقابتی، به تسهیل عبور نور و اکسیژن در تمام قسمتهای درخت کمک میکند. این فرآیند به کاهش سایهافکنی توسط شاخهها و افزایش دسترسی به نور در نواحی پایینتر درخت و شاخههای بارده کمک میکند. درختان سیب با برگهای گسترده و شاخههای بارده زیاد، مستعد به رقابت برای نور هستند و این رقابت میتواند باعث کاهش عملکرد و کیفیت میوهها شود. بهاینترتیب، هرس صحیح میتواند فضای بیشتری برای تابش نور و افزایش فعالیت فتوسنتزی فراهم کند.
سلامت درخت
هرس یکی از مهمترین ابزارها برای حفظ سلامت درختان سیب است. درختان ممکن است بهطور طبیعی دچار بیماریهایی مانند قارچها، باکتریها یا آفات شوند که در صورت عدم توجه به آنها، میتوانند به سرعت گسترش یابند. هرس مناسب شاخههای آسیبدیده، بیمار یا مرده از درخت، نه تنها به کاهش خطر انتقال بیماریها کمک میکند، بلکه با حذف نقاط مستعد برای رشد قارچها و میکروارگانیسمهای بیماریزا، از گسترش این بیماریها جلوگیری میکند. همچنین با ایجاد فضای باز در داخل درخت، تهویه بهبود یافته و از ایجاد شرایط مناسب برای رشد آفات و قارچها جلوگیری میشود. این کار بهویژه در درختانی که تحت شرایط رطوبتی بالا قرار دارند، بسیار حیاتی است.
کنترل رشد
هرس همچنین ابزاری برای کنترل و هدایت رشد درختان است. با هرس شاخههای اضافی یا رقابتی، میتوان جهت رشد درخت را هدایت کرد و از رشد غیرضروری آن جلوگیری نمود. به این ترتیب، درخت بهجای مصرف انرژی خود برای رشد شاخهها و برگهای اضافی، میتواند آن انرژی را بهطور مؤثرتری برای رشد میوهها و شاخههای بارده استفاده کند. هرس همچنین به شکلدهی درخت کمک میکند و باعث میشود درخت بهطور بهینهای از فضا استفاده کند. این کار باعث بهبود ساختار درخت میشود و منجر به کاهش مشکلاتی مانند شکستگی شاخهها در اثر بارش سنگین یا باد شدید میگردد.
افزایش بازدهی
یکی از اصلیترین اهداف هرس در درختان سیب افزایش بازدهی میوههاست. با حذف شاخههای رقابتی و ضعیف که بخشی از منابع را به خود اختصاص می دهند، انرژی درخت بهطور مؤثری به رشد شاخههای بارده و میوهها هدایت میشود. این کار باعث افزایش تعداد میوهها و بهبود اندازه آنها میشود. همچنین، هرس به توزیع یکنواختتر منابع غذایی، آب و نور در سراسر درخت کمک میکند، که این امر منجر به تولید میوههایی با کیفیت بالا و برداشت بیشتر خواهد شد. علاوه بر این، با حذف شاخههای اضافی، میتوان فضای بیشتری برای رشد میوهها فراهم کرده و از رقابت برای فضای رشد جلوگیری کرد. همچنین مطالعات نشان داده اند که هرس منظم و دقیق میتواند از سال اوری درختان سیب جلو گیری کنند.

انواع فرمهای هرس درختان سیب و روش انجام هر یک
درختان سیب میتوانند به روشهای مختلف هرس شوند. در اینجا به سه فرم رایج هرس درختان سیب پرداختهایم که هرکدام روشهای خاص خود را دارند:
فرم مرکز باز (Open Center Form)
فرم مرکز باز در هرس درختان سیب بهمنظور بهینهسازی نوردهی و تهویه داخلی درخت طراحی شده است. در این فرم، شاخههای اصلی بهطور افقی و در زوایای خاص (حدود 45-60 درجه) از تنه درخت خارج میشوند، بهطوری که مرکز درخت خالی از شاخهها و رشد عمودی میشود. این ساختار باز به نور رسانی بهتر به تمامی بخشهای درخت کمک کرده و باعث افزایش فتوسنتز در شاخههای بارده میشود. همچنین، جریان هوا در درخت بهبود مییابد، که ریسک بیماریها و آفات را کاهش میدهد. این روش رشد درخت را کنترل کرده و از رقابت شاخهها برای منابع جلوگیری میکند. در نهایت، فرم مرکز باز موجب افزایش بازدهی و بهبود کیفیت میوهها میشود.
روش انجام هرس فرم مرکز باز
- انتخاب و حفظ شاخههای اصلی: در ابتدا، سه یا چهار شاخه اصلی را در نزدیکی تنه انتخاب میکنیم که بهصورت افقی و در زوایای 45-60 درجه از تنه درخت رشد کنند. این شاخهها باید از یکدیگر فاصله مناسب داشته باشند.
- حذف شاخههای رقابتی و جانبی: تمامی شاخههای جانبی که از تنه اصلی درخت خارج میشوند باید حذف شوند. این کار باعث افزایش نوردهی به قسمتهای پایینتر درخت میشود.
- حفظ فضای باز در مرکز: باید اطمینان حاصل شود که مرکز درخت خالی از شاخهها باشد. این کار باعث تهویه بهتر و افزایش میزان نور دریافتی شاخه ها میشود.
- هرس درختان جوان: در درختان جوان، هرس اولیه باید بهطور کامل انجام شود تا تنه اصلی بهطور عمودی رشد کند و شاخههای اصلی بهصورت افقی و با فاصله مناسب از هم قرار گیرند.
مزایا هرس فرم مرکز باز
- نورگیری بهتر توسط درخت
- کاهش ریسک بیماریها و آفات در مرکز درخت
- زوایه مناسب شاخه ها (حرکت مناسب شیره پرورده در درخت)
معایب هرس فرم مرکز باز
- نیاز به مراقبت بیشتر و هرس دقیقتر
- درخت ممکن است نیاز به حمایت در برابر بادهای شدید داشته باشد
هرس سیب فرم لیدر مرکزی (شلجمی)
فرم هرس لیدر مرکزی یک نوع هرس اصلاح شده می باشد. در این فرم، یک سرشاخه مرکزی بهصورت عمودی در مرکز درخت باقی میماند و سایر شاخهها بهصورت افقی از آن جدا میشوند. این روش سرشاخه مرکزی به درختان کمک میکند تا ساختار منظمتری پیدا کنند.
روش انجام هرس فرم تغییر یافته مرکز باز
- انتخاب سرشاخه مرکزی : یک شاخه عمودی را از تنه انتخاب کرده و آن را بهعنوان سرشاخه مرکزی نگه میداریم. این شاخه باید نسبت به سایر شاخهها رشد بیشتری داشته باشد.
- شکلدهی به شاخههای جانبی : شاخههای جانبی باید بهصورت افقی از سرشاخه مرکزی خارج شوند. این شاخهها باید از یکدیگر فاصله مناسبی داشته باشند تا از رقابت برای نور جلوگیری شود.
- حذف شاخههای پایین : تمامی شاخههایی که در پایین درخت رشد میکنند، باید حذف شوند تا از ورود نور به داخل درخت جلوگیری نشود.
- هرس درختان جوان: در درختان جوان، باید سرشاخه مرکزی را بهدقت انتخاب کرده و آن را هدایت کنیم تا رشد یکنواخت داشته باشد.

مزایا هرس فرم لیدر مرکزی
- حفظ سرشاخه مرکزی باعث ساختار منظم درخت میشود.
- رشد طولی منتاسب و استفاده از فضا
معایب هرس فرم لیدر مرکزی
- رقابت برای نور در قسمتهای پایینتر درخت ممکن است وجود داشته باشد.
- زاویه نا مناسب لیدر مرکزی انتقال سخت تر شیره گیاه
- زاویه نا مناسب لیدر مرکزی انتقال سخت تر شیره گیاه
فرم رو سیمی (تربیت شده)
هرس رو سیمی (یا هرس به فرم سیمی) یکی از روشهای پیشرفته در مدیریت و شکلدهی به درختان سیب است که در آن درخت به کمک سیمها یا توریها هدایت میشود تا رشد آن در جهات خاصی محدود و مدیریت شود. این روش به خصوص در سیستمهای کشت مدرن بسیار رایج است و برای بهبود کیفیت میوهها، نوردهی بهتر و مدیریت راحتتر درختان استفاده میشود. و از رشد بیرویه درخت جلو گیری می کند.
روش انجام هرس رو سیمی درختان سیب
روش هرس رو سیمی شامل چندین مرحله است که در هر مرحله توجه به جزئیات بسیار ضروری است. این مراحل به شرح زیر هستند:
آمادهسازی درخت برای هرس
- درختان باید در ابتدای رشد خود تحت نظارت و مراقبت قرار گیرند تا پایههای اصلی رشد آنها مشخص شود.
- ابتدا انتخاب سیستم سیمی یا توری مورد نظر انجام میشود که میتواند شامل توریهای عمودی یا سیمهای کشیده شده در جهتهای مختلف باشد.
انتخاب و هدایت شاخهها
- در مرحله اول، یک محور اصلی (محور مرکزی) انتخاب میشود که درخت از این نقطه به صورت عمودی رشد میکند.
- سپس شاخههای جانبی به دقت هدایت میشوند و با استفاده از سیم یا توری به سمت جهات خاصی هدایت میشوند تا از تراکم و تداخل رشد جلوگیری شود.
- معمولاً در این مرحله شاخههایی که بیش از حد رشد کرده یا در مسیر دیگر شاخهها قرار دارند، بریده میشوند تا به شکلدهی و رشد بهتر کمک کند.
هدایت و تثبیت شاخهها
- شاخهها باید به صورت منظم و بر اساس طرح هدایت شوند.
- به مرور زمان، با توجه به رشد درخت، نیاز به تنظیم مجدد سیمها است تا شاخهها در مسیر مناسب خود قرار بگیرند.
هرس نهایی و نگهداری دورهای
- حذف شاخههای اضافی، بیمار یا خشک است
- هرس دورهای در طول سال برای کنترل رشد، کاهش تراکم و افزایش کیفیت میوهها ضروری می باشد
مزایای هرس رو سیمی درختان سیب
بهبود کیفیت میوهها
- با استفاده از هرس رو سیمی، نور به تمامی قسمتهای درخت رسیده و میوهها به طور یکنواختتری رشد میکنند. این امر باعث بهبود کیفیت میوهها (طعم، اندازه، رنگ و … ) میشود.
فضای بیشتر برای کشت
- درختان سیب با هرس رو سیمی فضای بیشتری برای رشد دارند و از آنجا که درخت به طور کنترلشده هدایت میشود، فضای کشاورزی به صورت بهینهتری استفاده میشود (معمولا در این سیستم از درختان پاکوتاه استفاده می شود).
افزایش تهویه و نوردهی
- با توجه به شکلدهی منظم درخت، تهویه هوا در داخل تاج درخت بهبود یافته و نور به تمامی قسمتهای درخت میرسد که باعث کاهش بیماریها و افزایش عملکرد میوه میشود.
آسانتر شدن برداشت
- درختان سیب که به روش رو سیمی هرس میشوند، به راحتی قابل برداشت هستند. دسترسی به میوهها آسانتر است زیرا درخت به صورت بهینهای مدیریت میشود.
معایب هرس رو سیمی درختان سیب
هزینه بالا
- نصب سیمها، توریها و سیستمهای هدایت ممکن است هزینهبر باشد. علاوه بر این، انجام هرس دقیق نیاز به تخصص دارد و ممکن است برای کشاورزان مبتدی مشکلاتی ایجاد کند.
نیاز به مراقبت بیشتر
- این سیستم نیاز به مراقبت دقیقتر و بیشتر دارد. برای جلوگیری از آسیب به سیمها یا توریها و یا رشد بیرویه شاخهها، باید به طور منظم و دقیق مدیریت شود.
خطر آسیب به درخت
- اگر سیمها یا توریها به درخت فشار زیادی وارد کنند، ممکن است باعث آسیب به شاخهها و حتی رشد غیرعادی درخت شوند.
اصول هرس که باید به آنها توجه شود
- زاویه شاخه های مناسب
- اولویت با شاخه های با سن بیشتر
- سربرداری در ارتفاع های مختلف شاخه ها
- انجام سر برداری کل درخت در طی دو تا سه سال
- حذف شاخه های رو به داخل
- کوتاه کردن سیخک ها نه حذف کامل
- زاویه برش صحیح شاخه
زمان هرس
هرس درختان سیب معمولاً در دو زمان انجام میشود:
هرس زمستانه
هرس زمستانه معمولاً در فصل زمستان، زمانی که درختان به خواب زمستانی رفتهاند و فعالیتهای فیزیولوژیکی درخت کاهش یافته است، انجام میشود. این زمان بهترین فرصت برای اصلاح و شکلدهی درخت است زیرا درخت در حالت غیر فعال قرار دارد و آسیب کمتری از هرس متحمل میشود. بهترین زمان هرس قبل از فعال شدن درخت و رشد جدید (اسفند ماه) در بهار می باشد.
هرس تابستانه
هرس تابستانه معمولاً در فصل تابستان و زمانی که درختان در حال رشد فعال هستند، انجام میشود. این نوع هرس با هدف کنترل رشد درخت و تنظیم تولید میوه انجام میگیرد.
***********************************
بهترین تغذیه برای گیاهان در برابر بیماری ها و آفات
نویسنده: محمدرضا عرب سرخی

مقدمه
امروزه در کشاورزی پایدار، مدیریت تغذیه گیاه نه تنها برای افزایش عملکرد، بلکه برای افزایش مقاومت گیاهان در برابر آفات و بیماریها اهمیت زیادی دارد. تحقیقات نشان دادهاند که گیاهانی که تغذیهی متعادل و کافی دارند، قادرند در برابر حملهی قارچها، باکتریها، ویروسها و حتی حشرات مقاومت بیشتری از خود نشان دهند. در مقابل، گیاهانی که دچار کمبود عناصر غذایی هستند، بافتهای ضعیفتری تولید کرده و متابولیتهای ثانویه (مانند فنولها، لیگنین و آنزیمهای دفاعی) را به میزان کافی تولید نمیکنند.
اهمیت تغذیه در سلامت و مقاومت گیاه
گیاهان برای رشد و دفاع در برابر عوامل بیماریزا به ۱3 عنصر ضروری نیاز دارند. این عناصر شامل سه دسته هستند:
- عناصر ماکرو یا پرمصرف: نیتروژن(N)، فسفر(P)، پتاسیم(K)، کلسیم(Ca)، منیزیم (Mg) و گوگرد (S)
- عناصر میکرو یا کممصرف: آهن(Fe)، روی(Zn)، مس(Cu)، منگنز(Mn)، بر(B)، مولیبدن (Mo) و کلر (Cl)
- عناصر مفید (غیرضروری اما مؤثر): سیلیسیم(Si)، سدیم (Na) و کبالت (Co)
تأمین متعادل این عناصر از طریق خاک، کوددهی، محلولپاشی و مدیریت زیستی میتواند مقاومت گیاه را در برابر بیماریها و آفات به طور قابل توجهی افزایش دهد.
با مراجعه به بخشی توصیه کودی عمومی اگروتک، برنامه تغذیه ای متناسب با کشت خود را دریافت کنید.
نقش عناصر ماکرو در مقاومت گیاهان
نیتروژن (N)
نیتروژن برای رشد رویشی و ساخت پروتئینها ضروری است، اما مصرف بیش از حد آن میتواند گیاه را مستعد بیماری کند.
- کمبود نیتروژن: منجر به کاهش رشد، ضعف بافتها و حساسیت به بیماریهای قارچی مانند زنگ میشود.
- افزایش بیش از حد نیتروژن: باعث آبدار شدن بافتها و افزایش جذب آفات مکنده مثل شتهها میگردد.بنابراین، تعادل در مصرف نیتروژن بسیار مهم است.
فسفر (P)
فسفر در تشکیل ریشه قوی، انتقال انرژی و سنتز ترکیبات دفاعی نقش دارد. فسفر کافی موجب افزایش مقاومت در برابر بیماریهای ریشه مانند فیتوفتورا و پیتیوم میشود. کمبود فسفر، گیاه را در برابر پوسیدگی ریشه و کاهش مقاومت به خشکی آسیبپذیر میکند.
پتاسیم (K)
یکی از مهمترین عناصر در افزایش مقاومت گیاه است، که با تقویت دیواره سلولی، افزایش ضخامت کوتیکول و تنظیم باز و بسته شدن روزنهها باعث کاهش بیماریهای قارچی و ویروسی میشود. گیاهان دارای پتاسیم کافی، مقاومت بالایی در برابر لکه برگیها و پوسیدگیها نشان میدهند.
کلسیم (Ca)
کلسیم در استحکام دیواره سلولی نقش کلیدی دارد، کمبود کلسیم موجب افزایش نفوذپذیری دیوارهها و تسهیل ورود قارچها و باکتریها میشود. تأمین کلسیم کافی، ناهنجاری های فیزیولوژیکی مانند پوسیدگی گلگاه در گوجهفرنگی را کاهش میدهد.
منیزیم (Mg)
منیزیم عنصر مرکزی کلروفیل است و در فتوسنتز و سلامت عمومی گیاه مؤثر است. کمبود آن موجب کاهش انرژی و دفاع ضعیفتر میشود.
گوگرد (S)
گوگرد: در تشکیل ترکیبات گوگردی مانند گلوکوزینولاتها که خاصیت ضدباکتری و ضدقارچ دارند نقش دارد.

نقش عناصر کممصرف (ریز مغذیها) در مقاومت گیاهان
آهن (Fe)
آهن در ساخت آنزیمهای اکسیداز و پراکسیداز دخیل است که در واکنشهای دفاعی گیاه نقش دارند. کمبود آهن میتواند سیستم دفاعی را تضعیف کند.
روی (Zn)
روی در سنتز هورمون رشد (IAA) و تنظیم ساخت دیواره سلولی نقش دارد. کمبود روی موجب حساسیت به بیماریهای قارچی میشود.
مس (Cu)
مس خاصیت ضدقارچ طبیعی دارد و در تشکیل لیگنین مؤثر است. وجود مقدار مناسب مس، مقاومت به بیماریهایی مانند بلاست برنج را افزایش میدهد.
منگنز (Mn)
منگنز در فعالسازی آنزیمهای دفاعی و تولید فنولها نقش دارد. کمبود آن موجب افزایش حساسیت به بیماریهای قارچی برگ میشود.
بر (B)
بر در انتقال قند و تشکیل دیواره سلولی اهمیت دارد. کمبود بر باعث ترک خوردن بافتها و نفوذ راحتتر عوامل بیماریزا میشود.
جهت دریافت توصیه کودی متناسب با آزمایش خاک زمین خود میتوانید به بخش توصیه کودی هوشمند اگروتک مراجعه و در لحظه برنامه تغذیه ای متناسب با زمین خود را دریافت کنید.
اثر تعادل تغذیهای
نکته کلیدی در مدیریت تغذیه، تعادل عناصر غذایی است. زیادهروی در مصرف یک عنصر، میتواند جذب عنصر دیگر را مختل کند. برای مثال: مصرف زیاد نیتروژن آمونیومی جذب پتاسیم و کلسیم را کاهش میدهد. افزایش فسفر میتواند جذب روی و آهن را کاهش دهد. تعادل مناسب عناصر، نه تنها رشد گیاه را بهبود میدهد بلکه مقاومت آن را در برابر آفات نیز افزایش میدهد.
برهمکنش تغذیه و عوامل محیطی
تأثیر تغذیه تنها به مقدار کود محدود نمیشود؛ بلکه به شرایط محیطی مثل رطوبت، دما، pH خاک و فعالیت میکروارگانیسمها هم بستگی دارد. در خاکهای با pH بالا، جذب آهن و روی کاهش مییابد، در حالی که در خاکهای اسیدی، منگنز و آلومینیوم ممکن است بیش از حد در دسترس باشند و به گیاه آسیب برسانند.
راهکارهای تغذیهای برای افزایش مقاومت گیاهان
- استفاده از کودهای آلی و زیستی: این کودها موجب بهبود ساختمان خاک و افزایش فعالیت میکروبی مفید میشوند.
- کوددهی متعادل: بر اساس آزمون خاک و برگ انجام شود تا از کمبود یا سمیت جلوگیری گردد.
- محلولپاشی عناصر ریزمغذی: برای رفع سریع کمبودها و افزایش مقاومت گیاه.
- استفاده از سیلیسیم: باعث تقویت دیواره سلولی و کاهش نفوذ قارچها و حشرات میشود.
- مدیریت آب و رطوبت: رطوبت زیاد خاک، زمینهساز بیماریهای قارچی است.
- چرخش زراعی و رعایت تناوب: موجب تعادل تغذیهای خاک و کاهش فشار بیماریها میشود.
***********************************
آمینواسید در کشاورزی
نویسنده: ماندانا طوسی

مقدمه
اسیدهای آمینه به عنوان ترکیب محرك رشد کمی و کیفی گیاه فعالیت میکنند. این ترکیبها در بیوسنتز متابولیتهای ثانویه و هورمونی نقش مهمی دارند. به طورکلی اسیدهای آمینه موادی هستند که باعث تحریک سوختوساز (متابولیسم) و فرآیندهای سوختوساز (متابولیكی) در جهت افزایش کارایی گیاهان میشوند. بنابراین کاربرد محركهای زیستی میتواند یكی از مهمترین عوامل در کشت موفق یک گیاه باشد، چون علاوه بر شاخصهای کمی، بر شاخصهای کیفی گیاه نیز مؤثر واقع میشوند که این تأثیر ناشی از اسیدهای آمینه بهکار رفته در ترکیب و ساخت (فرمولاسیون) این محركهای زیستی است که با فعالسازی هورمونهای مؤثر در رشد زایشی، فعالسازی فرآیند تشكیل کربوهیدراتها، افزایش جذب و انتقال عناصر و افزایش میزان پروتئین در گیاهان، موجب بهبود ویژگیهای کمی و کیفی در مدت زمان کوتاهتر بهویژه در شرایط تنشهای محیطی میشوند. اسیدهای آمینه با افزایش غلظت کلروفیل و در نتیجه تأثیر بر فتوسنتز، بر رشد و عملکرد گیاهان مؤثر واقع میشوند.
مزایای استفاده از اسید آمینه برای گیاهان
آمینو اسیدها از جمله مهمترین اجزای بنیادین پروتئینها هستند. حدود 20 نوع آمینو اسید در هریک از فرآیندهای سنتز پروتئینی وجود دارد که هرکدام از آنها نقش مهمی را برعهده دارند. طی مطالعاتی که به تازگی بر روی گیاهان انجام شده، به این نتیجه رسیدهاند که مزایای استفاده از اسید آمینه برای گیاهان بسیار بوده و نقش مهمی را در فعالیتهای حیاتی و ساختارهای گیاهان بر عهده دارد.
گیاهان میتوانند تمامی آمینواسیدهایی که نیاز دارند از سایر مواد غذایی بیوسنتز کنند، ولی این پروسهای پیچیده است که انرژی زیادی میبرد. اضافه نمودن اسیدهای آمینه میتواند به گیاه کمک کند تا روی رشد و عملکرد خود تمرکز کند.
نقش آمینواسیدها در گیاهان
- بیوسنتز پروتئین
- مقاومت به استرسهای غیر زنده
- فتوسنتز
- بهبود فعالیت روزنهای
- هورمونهای گیاهی
- گردهافشانی و تشکیل میوه
اسیدهای آمینه بهصورت مستقیم و غیرمستقیم بر فعالیتهای فیزیولوژیک، رشد و نمو گیاه موثر واقع میشوند.
بهطور کلی اثرات اسیدهای آمینه بر گیاهان را میتوان بهصورت زیر دستهبندی کرد:
عملکرد سریع تغذیهای
اسیدهای آمینه بهعنوان یک مخزن انرژی به شمار میروند که به گیاه اجازه میدهند تا با صرف انرژی کمتر بافتها و ساختارهای گیاهی را بسازد.
ایجاد تعادل در رشد گیاه
ترکیبات اسید آمینه بهطور موفقیتآمیزی به برگ، میوه و گل نفوذ کرده و سبب افزایش رشد گیاه میشود.

کاهش استرس
در شرایط تنش محیطی (سرما، یخبندان، خشکی، حرارات بالا) یا بهعبارتدیگر هر شرایطی که منجر به توقف باردهی گیاه شود مصرف ترکیبات اسید آمینه رشد رویشی و زایشی را فعال نموده و موجب حفظ بقاء و باروری گیاه میشود.
تنظیم فعالیت روزنههای هوایی
روزنههای هوایی ساختارهای سلولی هستند که توازن فعالیتهای متابولیکی گیاه را بر عهده دارند و توسط فاکتورهای محیطی مانند (نور، رطوبت، دما و غلظت نمکها) کنترل میشوند. کاربرد ترکیبات حاوی اسید آمینه در شرایط نامساعد محیطی از انسداد روزنههای هوایی جلوگیری میکند.
تقویت سیستم ایمنی گیاه
ترکیبات حاوی اسیدهای آمینه از طریق افزایش تولید لیگنین (بافت خشبی گیاه) و ترمیم سریع بافتهای آسیبدیده باعث افزایش مقاومت گیاه در برابر حمله آفات و بیماریها میشود.
افزایش کمی و کیفی محصول
فعالسازی فرآیند تشکیل قند و افزایش میزان پروتئین حاصل از مصرف اسید آمینه، موجب بهبود ویژگیهای کیفی (طعم و رنگ میوه) و ویژگیهای کمی (افزایش وزن و یکسانسازی اندازه میوه) میشود.
القاء فرآیند گرده افشانی
اسیدهای آمینه از طریق فعالسازی هورمونهای مؤثر در تشکیل گل و میوه باعث بهبود جوانهزنی دانههای گرده و افزایش گلدهی میشوند.
افزایش سرعت رسیدگی محصول
اسیدهای آمینه با القاء هورمون اتیلن موجب افزایش سرعت رسیدگی محصول میشوند.
افزایش سرعت تشکیل اندامهای گیاهی
اسیدهای آمینه با کنترل هورمونهای رشد (PGR) و تاثیر بر فرآیندهای متابولیکی و متابولیسمی گیاه در تشکیل اندامهای گیاهی نقش دارند.
افزایش دوره ماندگاری محصولات پس از برداشت
اسیدهای آمینه موجب افزایش دوره ماندگاری محصولات پس از برداشت و افزایش انبارمانی آنها میشود.
افزایش سبزینگی و تولید کلروفیل
کلروفیل برگ انرژی خورشید و فرآیند فتوسنتز را جذب میکند. اسید آمینه ماده اصلی و حیاتی در سنتز کلروفیل به شمار میرود.
خاصیت کلاتکنندگی
کاربرد اسیدهای آمینه به همراه عناصر غذایی میکرو، جذب و انتقال این عناصر را در گیاه تسهیل مینماید. لذا کلاتهای اسید آمینه از اهمیت ویژهای برخوردارند. از آنجا که کلاتهای اسید آمینه فاقد بار الکتریکی هستند بهراحتی از لایه کوتیکولی عبور کرده و عنصر کلات شده را به محل سلولی میبرند. یکی از مزایای برجسته کلاتهای اسید آمینه، قابلیت تحرک بالای آنها در گیاه است.
***********************************
مدیریت سفیدبالک ها در کشتهای گلخانهای
نویسنده: رسول نصیری

مقدمه
سفیدبالکها از آفات بسیار مهم و شناختهشدهی گوجهفرنگی و بسیاری از محصولات کشاورزی هستند که در بیشتر مناطق کشور، بهویژه در شرایط گرم و گلخانهای، به سرعت تکثیر میشوند. این حشرههای ریز با بالهای سفید، علاوه بر تغذیه از شیرهی گیاه، بهطور غیرمستقیم نیز خسارت میزنند، زیرا ترشحات آنها سبب رشد قارچهای دودهای روی برگها و میوهها میشود. در گلخانههای گوجهفرنگی، حضور سفیدبالک معمولاً با ضعف عمومی گیاه، زردی برگها و کاهش عملکرد قابلتوجه همراه است. از آنجا که سفیدبالک ناقل ویروسهای خطرناک نظیر پیچیدگی برگ زرد گوجهفرنگی است، کنترل بهموقع آن اهمیت زیادی دارد و میتواند از نابودی کل مزرعه جلوگیری کند.
شناسایی و زیستشناسی
سفیدبالک حشرهای بسیار کوچک، با بدنی زرد و بالهایی پوشیده از گرد سفید مومی است که در نگاه اول شبیه ذرات گرد و غبار به نظر میرسد. تخمهای آن معمولاً در سطح زیرین برگ قرار دارند و پس از چند روز، نوزادانی بیرون میآیند که به نام خزنده شناخته میشوند. این نوزادان پس از یافتن محل مناسب برای تغذیه، در همان نقطه ثابت میمانند و مراحل بعدی رشد را طی میکنند. در دمای بین ۲۵ تا ۳۰ درجه سانتیگراد، چرخه زندگی سفیدبالک از تخم تا حشره بالغ حدود سه هفته طول میکشد، که بهدلیل سرعت بالای تولیدمثل، در زمان کوتاهی میتواند به تراکمهای بالا برسد و باعث طغیان درگلخانه شود.

خسارت سفیدبالک
خسارت سفیدبالکها در گوجهفرنگی بسیار متنوع است و بهصورت مستقیم و غیرمستقیم مشاهده میشود. با مکیدن شیرهی گیاه، مواد غذایی مورد نیاز برای رشد طبیعی از دسترس گیاه خارج میشود و در نتیجه برگها زرد و پژمرده میگردند. عسلکی که سفیدبالک ترشح میکند محیطی مناسب برای رشد قارچ دودهای فراهم میآورد و این قارچ سطح برگها و میوهها را سیاه و چسبناک میکند. این وضعیت نهتنها باعث کاهش فتوسنتز میشود، بلکه بازارپسندی محصول را نیز پایین میآورد. از طرف دیگر، سفیدبالک ناقل ویروسهای متعددی است که سبب بروز بیماریهای خطرناک در گیاه گوجهفرنگی میشوند. آلودگی به این ویروسها ممکن است موجب تغییر شکل، توقف رشد و کاهش شدید عملکرد مزرعه شود.
روشهای پایش و تشخیص آفت
پایش و ردیابی منظم سفیدبالکها یکی از اصلیترین مراحل مدیریت آفت در گلخانه است. استفاده از کارتهای زرد چسبنده یکی از روشهای رایج و مؤثر برای شمارش و تشخیص شدت آلودگی است، زیرا سفیدبالکها به رنگ زرد بسیار جذب میشوند. کارتها باید در ارتفاع بوتهها و در چندین نقطه از گلخانه نصب شوند تا بتوانند تصویر دقیقی از جمعیت آفت بدهند. علاوه بر این، بررسی پشت برگها بهویژه در قسمتهای پایینتر بوتهها، روشی ساده اما مؤثر برای مشاهده تخمها و لاروها است. در صورت مشاهده افزایش ناگهانی جمعیت، باید بلافاصله برنامههای کنترلی اجرا شود تا از گسترش آفت در سراسر گلخانه جلوگیری گردد.
کنترل زراعی و پیشگیرانه
پیشگیری همیشه مؤثرتر و کمهزینهتر از درمان است. رعایت اصول بهداشتی در گلخانه مانند جمعآوری بقایای گیاهی و از بین بردن علفهای هرز، بهطور چشمگیری جمعیت سفیدبالک را کاهش میدهد. نصب توریهای ریز در ورودی گلخانه مانع ورود حشرات از بیرون میشود. کنترل دقیق دما و رطوبت نیز اهمیت دارد؛ زیرا این آفت در محیطهای گرم و مرطوب بهسرعت افزایش مییابد. همچنین، تنظیم برنامه کوددهی و آبیاری ضروری است. استفاده بیش از اندازه از کود نیتروژن باعث رشد شاخ و برگ نرم و آبدار شده و شرایط مناسبی برای تغذیه سفیدبالکها فراهم میکند. بهکارگیری مالچهای بازتابنده مانند پلاستیک نقرهای یا ضد اشعه فرابنفش نیز میتواند از استقرار سفیدبالک روی گیاه جلوگیری کند.

کنترل بیولوژیک
کنترل بیولوژیک یکی از روشهای پایدار و مؤثر در مدیریت آفات گلخانهای است. استفاده از دشمنان طبیعی سفیدبالک، بهویژه زنبورهای پارازیتوئید Encarsia formosa، باعث کاهش چشمگیر جمعیت آفت میشود. این زنبورها در بدن لارو سفیدبالک تخمگذاری کرده و در نهایت موجب مرگ آن میشوند. همچنین کفشدوزکها، بالتوریها و برخی گونههای کنه شکارگر نیز در کنترل سفیدبالک نقش مهمی دارند. علاوه بر حشرات مفید، قارچهای بیماریزا مانند Beauveria bassiana و Verticillium lecanii میتوانند در شرایط مناسب رطوبتی سفیدبالکها را آلوده و نابود کنند. استفاده همزمان از چند عامل زیستی، همراه با رعایت شرایط محیطی مناسب، میتواند نتیجهای بسیار مطلوب و پایداردر گلخانه به همراه داشته باشد.
چنان چه سوالی در حوزه کشاورزی دارید کارشناسان اگروتک در بخش مشاوره متنی پاسخگوی شما هستند.
کنترل شیمیایی
در مواردی که جمعیت آفت از حد مجاز اقتصادی فراتر رود و سایر روشها پاسخگو نباشند، استفاده از آفتکشهای شیمیایی آخرین گزینه است. سموم باید بهصورت هدفمند، با انتخاب ماده مؤثر مناسب و رعایت تناوب مصرف شوند تا مقاومت در سفیدبالک ایجاد نشود. هنگام سمپاشی باید دقت شود که تماس مستقیم با گیاه حداقل باشد تا برگها دچار سوختگی نشوند و همچنین، سموم باعث از بین رفتن حشرات مفید در گلخانه نشوند. رعایت فاصله زمانی بین آخرین سمپاشی تا برداشت محصول (دوره کارنس) نیز اهمیت دارد تا باقیمانده سموم در میوهها کاهش یابد.
جمعبندی و توصیهها
سفیدبالک یکی از چالشبرانگیزترین آفات در تولید گوجهفرنگی گلخانهای است که کنترل آن نیازمند برنامهای دقیق و چندمرحلهای است. ترکیب روشهای مختلف از جمله رعایت اصول بهداشتی، کنترل زیستی، استفاده از موانع فیزیکی، و در صورت لزوم سمپاشی هدفمند، میتواند بهترین نتیجه را به همراه داشته باشد. اجرای پایش منظم و واکنش سریع به افزایش جمعیت آفت، کلید موفقیت در مدیریت آن است. در نهایت، مدیریت هوشمند سفیدبالک تضمینکننده پایداری تولید، سلامت محصول و صرفه اقتصادی برای تولیدکنندگان است.
***********************************
مهمترین نکات بیماری شانکر باکتریایی گوجه فرنگی و کنترل آن
نویسنده: محمدحسین فرهادیان

مقدمه
عامل بیماری شانکر باکتریایی گوجه فرنگی Clavibacter michiganensis subsp. Michiganensis میباشد که یک باکتری گرم مثبت، غیرمتحرک و هوازی اجباری است. سلول باکتری میلهای شکل است اما در شرایط رشدی مختلف ممکن است به صورت کروی یا گرزی شکل نیز دیده شود. این باکتری یکی از مخربترین عوامل بیماریزا در گوجه فرنگی در سراسر جهان با خسارت اقتصادی بالا و تهدیدی جدی برای تولید محصول گوجه فرنگی است. باکتری عامل بیماری، به لحاظ اهمیت اقتصادی در بین 10 باکتری مهم بیمارگر گیاهی قرار دارد.
در اثر آلودگي شدید، كاهش عملکرد محصول گوجه فرنگي تا 84 درصد نيز گزارش شده است. براساس گزارشهای موجود، عامل بيماری پتانسيل بالایي برای ایجاد خسارت روی این محصول دارد.
گیاهان میزبان
ميزبان اصلي این باكتری گوجه فرنگي است اما آلودگي طبيعي برخي گياهان خانواده سولاناسه مانند بادمجان، فلفل دلمهای و تعدادی از گياهان وحشي و علفهای هرز این خانواده به باكتری نيز گزارش شده است.
مناطق انتشار
در حال حاضر، بيماری شانکر باكتریایي گوجه فرنگي انتشار جهاني دارد و در اغلب مناطق كشت این محصول در سراسر جهان یافت ميشود. گزارشهای متعددی از وجود بيماری در كشورهای مختلف جهان مانند استراليا، برزیل، ایتاليا، چين، هندوستان، مصر، یونان، الجزایر، مراكش و غيره وجود دارد.
این بيماری در ایران اولين بار در مزارع گوجه فرنگي در استان آذربایجان غربي مشاهده و گزارش شد. علاوه بر آن این بيماری از استان های آذربایجان شرقي، گلستان، فارس و زنجان نيز گزارش شده است.
زیست شناسی و چرخه بیماری
بذرهای آلوده مهمترین منبع ایجاد و گسترش آلودگي هستند. آلودگي بذر حتي به تعداد كم، ميتواند موجب بروز همهگيری بيماری گردد. بذور ممکن است به صورت سطحي آلوده شوند یا اینکه باكتری در بافت آندوسپرم بذر مستقر شود. این باكتری قادر به توليد اندوسپور نيست اما در خاک، بقایای گياهي، علفهای هرز و ادوات كشاورزی ميتواند به مدت پنج سال بقاء یابد. این بيماری در تمام مراحل رشد گياه امکان بروز دارد.
منافذ گياه از قبيل روزنهها و عدسکها، همچنين ریشهها و بافتهای آسيب دیده، محل اصلي ورود باكتری به گياه هستند. باكتری پس از ورود، آوندهای چوبي گياه را مورد حمله قرار داده كه منجر به بروز علائم پژمردگي در گياه و قهوهای شدن بافت آوند چوبي ميشود. علائم بيماری، معمولاً بسته به سن گياه، شرایط آب و هوایي و رقم گوجه فرنگي، دو تا سه هفته پس از انتقال باكتری به گياه، روی بوتههای آلوده ظاهر ميشوند.
گسترش ثانویه بيماری در اثر بارندگي، آبياری باراني، محلول پاشي، استفاده از تجهيزات و ابزار آلوده مورد استفاده برای هرس و نشاءكاری، همچنين جابجایي نشاءها رخ ميدهد. شرایط دمایی گرم (32- 24 درجه سانتیگراد) و رطوبت 80 درصد برای گسترش بيماری مناسب است. در هوای سرد شدت بيماری كاهش ميیابد. شدت نور كم و غلظت زیاد نیتروژن و كمبود پتاسیم سبب گسترش بيماری ميشوند.
علائم بیماری
علائم اولیه بیماری به صورت زرد شدن گیاه از قسمتهای پایین و خمیدگی برگهای پیر به طرف پایین است و برگها در یک طرف گیاه پژمرده میشوند.
بروز علائم پژمردگی در بخشهایی از بوته آلوده به بیماری شانکر باکتریایی گوجه فرنگی
پس از گسترش بيماری، حاشيه برگچهها به رنگ زرد تا قهوه ای در ميآید. بروز علائم نکروز حاشيه برگچه ها از نشانههای بارز این بيماری است به دنبال پيشرفت بيماری، خطوطي به رنگ روشن در اطراف رگبرگ اصلي برگ ایجاد شده كه به سمت دمبرگ و ساقه گسترش ميیابد. این خطوط در جاهایي شکسته شده و به صورت شانکر یا زخم نمایان ميشود. باقي ماندن برگها و برگچههای آلوده روی ساقه نيز از علائم این بيماری است.
ایجاد نکروز حاشیه برگ در بوتههای آلوده به بیماری
آوندهای چوب به رنگ قهوهای روشن یا زرد تغيير رنگ داده و در ادامه به رنگ قهوهای مایل به قرمز در ميآید، بافت داخلی ساقه زرد شده و آردی شکل و توخالي ميشود. تراوشات باكتریایي زرد رنگ در محل برش ساقههای آلوده دیده ميشود.
قهوهای شدن آوند چوبی و شانکر روی ساقه
آلودگي روی ميوه به صورت لکه های سفيدرنگ كوچک است كه با گذشت زمان به رنگ قهوهای و سياه در ميآید. این لکهها با هاله سفيد رنگي احاطه شده كه در اصطلاح به آن “لکه چشم پرندهای” گفته ميشود. این علائم روی ميوههای نارس و رسيده دیده ميشود . به طور معمول گسترش بيماری از شانکر ساقه و بافت آوند چوبي شروع ميشود كه با تغيير رنگ آوندهای درون ميوه به رنگ زرد، همراه است. باید در نظر داشت كه بروز علائم روی ميوه، بيشتر در بوتههای پرورش یافته در گلخانه شایع است.
لکههای قهوهای تا سیاه با هاله سفید روی میوه (چشم پرندهای)
دستورالعمل کنترل
رديابي و پايش مستمر مشاهدهای بیماری در مزرعه
در مزارعي كه در سالهای قبل سابقه آلودگي داشتهاند، در صورت وجود شرایط دمایي و رطوبتي مناسب جهت گسترش بيماری (دمای هوای گرم با دمای 32 – 24 درجه سانتیگراد و رطوبت 80 درصد) بایستي مزارع به صورت مستمر پایش شود و در صورت مشاهده علائم، نسبت به حذف بوتههای آلوده و مبارزه شيميایي اقدام گردد.
روشهای کنترل زراعي، مکانیکي و بهداشت گیاهي
كنترل این بيماری به دليل بقای طولاني مدت عامل بيماری در بذر، بقایای گياهي و تجهيزات كشاورزی، بسيار مشکل است. استفاده از ارقام مقاوم و سازگار با محيط ميتواند در كنترل بيماری موثر باشد. تاکنون رقم تجاری مقاومي در برابر این بيماری معرفي نشده است. بنابراین با رعایت اصول بهداشتي و برخي راهکارهای زراعي و فيزیکي ميتوان از بروز بيماری یا شدت خسارت آن جلوگيری کرد.
- استفاده از بذور و نشاءهای سالم و گواهي شده (مهمترین اقدام در پيشگيری از بيماری و جلوگيری از
ورود آلودگي به مزرعه) - پایش مداوم مزرعه یا گلخانه و حذف و سوزاندن بوته های آلوده
- تيمار بذرهای مشکوک به آلودگي با آب گرم 52 درجه سانتیگراد به مدت 30 – 25 دقيقه با هدف كاهش آلودگي
- ضدعفوني تجهيزات و ابزارآلات كشاورزی، سکوها، سيني های نشاء، بسترهای كشت در گلخانه های توليد نشاء و گلخانه های كشت هيدروپونيک
- بخاردهي یا ضدعفوني قيم های چوبي، در صورت استفاده از آنها
- رعایت اصول بهداشتي توسط كارگران (استفاده از لباس تميز، شستن دست ها)
- عدم ورود كارگران به گلخانه و مزرعه، هنگام خيس بودن سطح گياه
- اجتناب از كاشت نشاء سالم در خاک های آلوده
- جلوگيری از آسيب دیدن نشاءها در حين عمليات كاشت
- اصلاح و تقویت خاک با هدف كاهش حساسيت گياه به بيماری (كاهش مصرف نیتروژن و مصرف بهينه
پتاسیم) - انجام آبياری قطره ای و اجتناب از آبياری باراني جهت جلوگيری از انتشار بيماری
- رعایت تناوب زراعي
- جمع آوری و سوزاندن بقایای بوتههای گوجه فرنگي، فلفل و سایر ميزبانهای باكتری بيماریزا همچنين علفهای هرز به ویژه علفهای هرز خانواده سولاناسه در داخل یا اطراف گلخانه و مزرعه بلافاصله پس از برداشت
کنترل شیمیایی
محلول پاشي مزارع با استفاده از ترکیبات و آفتکشهای ثبت شده در کشور (مندرج در فهرست سموم مجاز کشور) در زمان مناسب و صرفا جهت كاهش آلودگي و جلوگيری از آلودگي ثانویه توصيه میگردد.





