آموزش کشاورزی

تنش‌ های محیطی در بادام |بررسی تاثیر سرما، گرما، خشکی و شوری

سازگاری بادام و تأثیر شرایط محیطی بر مناطق مناسب کشت

بادام به‌طور تاریخی با اقلیم‌هایی دارای زمستان‌های نسبتاً ملایم و تابستان‌های گرم و خشک سازگار شده است. توسعه سیستم ریشه‌ای عمیق و گسترده، نیاز سرمایی نسبتاً پایین و توان تحمل خشکی و گرمای تابستان از ویژگی‌هایی هستند که امکان استقرار این گونه را در دامنه وسیعی از شرایط محیطی فراهم کرده‌اند. به همین دلیل، بادام از باغ‌های دیم مناطق خشک و نیمه‌خشک خاورمیانه و مدیترانه تا باغ‌های آبی با عملکرد بسیار بالا توسعه یافته است. با این حال، توانایی بقا در شرایط نامساعد نباید با توانایی حفظ عملکرد اقتصادی یکسان در نظر گرفته شود. مطالعات تأکید می‌کند که اگرچه بادام در خاک‌های فقیر و شرایط کم‌بارش نسبت به بسیاری از محصولات دیگر مقاومت بیشتری دارد، تولید اقتصادی در چنین شرایطی لزوماً امکان‌پذیر نیست. شرایط محیطی مستقیماً فنولوژی درخت را کنترل می‌کنند. زمان گلدهی، رشد رویشی، تشکیل میوه و نهایتاً عملکرد، همگی تحت تأثیر دما و وضعیت آبی قرار دارند. در جمعیت‌های طبیعی بادام نیز انتخاب طبیعی موجب شده است که ژنوتیپ‌های مناطق سردتر عموماً دیرگل‌تر باشند، در حالی که در مناطق گرم‌تر چنین فشاری برای تأخیر گلدهی وجود نداشته است. بنابراین موفقیت یک رقم در یک منطقه را نمی‌توان تنها بر اساس پتانسیل ژنتیکی عملکرد آن ارزیابی کرد؛ بلکه باید تطابق نیاز سرمایی و گرمایی، خطر یخبندان، دسترسی به آب و شرایط خاک با ویژگی‌های رقم و پایه در نظر گرفته شود. این رابطه نزدیک میان ژنوتیپ و محیط سبب شده است که تغییرات اقلیمی نیز به یکی از عوامل مهم تعیین‌کننده آینده کشت بادام تبدیل شود.

تنش سرما و یخبندان

از خواب زمستانه تا خسارت گل و کاهش تشکیل میوه

دما در مراحل خواب و گلدهی یکی از مهم‌ترین عوامل محیطی تعیین‌کننده عملکرد بادام است. جوانه‌های گل در طی زمستان ابتدا باید نیاز سرمایی خود را تأمین کنند و سپس با دریافت مقدار مشخصی گرما، رشد جوانه و گلدهی آغاز شود. در بادام، نیاز سرمایی در بسیاری از ارقام نسبتاً پایین است، اما تفاوت ژنتیکی قابل توجهی میان ارقام وجود دارد. پس از تأمین نیاز سرمایی، تجمع گرما در این مرحله سرعت رشد جوانه را کنترل می‌کند و در نهایت زمان گلدهی را تعیین می‌کند. بنابراین مسئله سرما در بادام دو وجه دارد: در زمستان مقدار کافی سرما برای خروج منظم از خواب ضروری است، اما پس از شروع رشد، وقوع یخبندان می‌تواند خسارت شدیدی ایجاد کند. اهمیت این موضوع در بادام بیشتر است، زیرا این گونه یکی از زودگل‌ترین درختان میوه مناطق معتدل محسوب می‌شود. اگر زمستان موجب تأمین زودهنگام نیاز سرمایی شود و سپس دمای نسبتاً گرم رشد جوانه را تحریک کند، گل‌ها ممکن است در معرض یخبندان‌های دیررس قرار گیرند. مطالعات نشان می‌دهد جوانه‌های گل تعدادی از ژنوتیپ‌های بادام در محدوده حدود ۲- تا ۳- درجه سانتی‌گراد آسیب‌پذیری قابل توجهی نشان داده‌اند. شدت خسارت نیز به مرحله فنولوژیک، رقم و شرایط وقوع یخبندان بستگی دارد. از همین رو، توسعه ارقام دیرگل و خیلی‌دیرگل یکی از مهم‌ترین اهداف اصلاح بادام بوده است. استفاده از ارقام دیرگل، انتخاب محل‌هایی با تخلیه مناسب هوای سرد و اجتناب از احداث باغ در نقاط گود از مهم‌ترین راهبردهایی هستند که منبع برای کاهش خطر خسارت یخبندان مطرح می‌کند.

تنش گرما

اثر دمای بالا بر گلدهی، گرده‌افشانی، تشکیل میوه و رشد زایشی

اگرچه بادام در مقایسه با بسیاری از درختان میوه مناطق معتدل تحمل بالایی به گرمای تابستان دارد، دمای بالا در همه مراحل رشد الزاماً مطلوب نیست. یکی از حساس‌ترین مراحل، گلدهی است. دمای بالاتر موجب تسریع نمو گل شده و دوره گلدهی را کوتاه می‌کند. در چنین شرایطی، طول دوره‌ای که طی آن گل می‌تواند به‌طور مؤثر گرده‌افشانی و لقاح شود کاهش می‌یابد. در بسیاری از مطالعات به‌طور مشخص نشان داده شده، که گرمای زیاد در زمان گلدهی می‌تواند نمو گل و میوه جوان را مختل کرده، دوره گلدهی را کوتاه و دوره مؤثر گرده‌افشانی یا را کاهش دهد و در نتیجه تشکیل میوه را محدود کند. این مسئله در برخی ارقام خیلی ‌دیرگل اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. هدف از توسعه چنین ارقامی فرار از یخبندان بهاره است، اما به تأخیر انداختن بیش از حد گلدهی می‌تواند گل‌ها را در معرض دماهای بالاتر قرار دهد. در برخی ژنوتیپ‌های خیلی ‌دیرگل مشاهده شده است که با وجود گل‌دهی فراوان، عملکرد نهایی پایین است. یکی از دلایل مطرح‌شده، وقوع دمای بالا در زمان گلدهی است که علاوه بر کوتاه کردن دوره مؤثر گرده‌افشانی، ممکن است نمو جوانه‌های گل یا جنین‌های تازه تشکیل‌شده را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین هم‌زمانی گلدهی با شروع رشد شدید جوانه‌های رویشی می‌تواند رقابت بیشتری بر سر مواد فتوسنتزی و عناصر غذایی ایجاد کند. بنابراین تحمل گرمای تابستان به معنای مصونیت کامل فرآیندهای زایشی از دمای بالا نیست و زمان وقوع تنش گرمایی در تعیین میزان خسارت اهمیت زیادی دارد.

تنش خشکی و کمبود آب

پیامدهای فیزیولوژیک بر رشد، تشکیل جوانه گل و عملکرد

بادام به دلیل منشأ و سازگاری خود با اقلیم‌های خشک، نسبت به بسیاری از گونه‌های باغی مقاومت بالاتری به خشکی دارد. سیستم ریشه‌ای عمیق، توان استفاده از ذخایر رطوبتی لایه‌های پایین‌تر خاک و برخی سازوکارهای کاهش اتلاف آب، از عوامل این سازگاری هستند. با این حال، مقاومت به خشکی به معنای عدم پاسخ عملکردی به آب نیست. مطالعات تأکید می‌کند که آب یکی از مهم‌ترین نهاده‌ها برای به حداکثر رساندن تولید بادام است و مصرف آب باغ به‌شدت تحت تأثیر دما، رطوبت و تقاضای تبخیری جو قرار دارد. تبخیر–تعرق باغ شامل تبخیر سطح خاک و تعرق از روزنه‌های برگ است؛ همان روزنه‌هایی که تبادل گازی لازم برای فتوسنتز را نیز کنترل می‌کنند.

خشکی علاوه بر محدود کردن رشد جاری می‌تواند عملکرد سال بعد را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در منابع ذکر شده است که آغاز تشکیل جوانه گل زمانی مطلوب است که درخت در وضعیت فیزیولوژیکی مناسبی قرار داشته باشد؛ در شرایط خشکی یا تغذیه ناکافی، القای گل کاهش یافته و در نتیجه پتانسیل باردهی فصل بعد محدود می‌شود. کاهش دسترسی به آب همچنین می‌تواند کیفیت گل را پایین آورده و درصد گل‌های دارای مادگی ناقص یا عقیم را افزایش دهد. در مراحل بعدی نیز خشکی شدید می‌تواند فرآیند بازشدن پوست سبز میوه را مختل کند و مشکلاتی در برداشت ایجاد نماید. بنابراین مهم‌ترین نکته در مدیریت خشکی بادام، تفکیک بین توان زنده ماندن در شرایط کم‌آبی و توان حفظ عملکرد اقتصادی است؛ دو ویژگی که الزاماً معادل یکدیگر نیستند.

تنش شوری

محدودیت جذب آب، سمیت یونی و کاهش رشد و عملکرد بادام

برخلاف تحمل نسبتاً مناسب بادام به خشکی، این گونه از نظر شوری در گروه محصولات نسبتاً حساس قرار می‌گیرد. منبع بادام را یک محصول با تحمل پایین به نمک معرفی می‌کند و تأکید دارد که تجمع بیش از حد نمک‌های محلول می‌تواند رشد درخت را متوقف کرده و خسارت شدیدی ایجاد کند. شوری از دو مسیر اصلی می‌تواند عملکرد درخت را تحت تأثیر قرار دهد: نخست، افزایش فشار اسمزی محلول خاک که دسترسی ریشه به آب را دشوارتر می‌کند؛ و دوم، تجمع یون‌هایی مانند سدیم و کلر در خاک و بافت‌های گیاهی. در نتیجه حتی زمانی که خاک از نظر ظاهری مرطوب است، افزایش غلظت نمک می‌تواند شرایطی مشابه کم‌آبی فیزیولوژیک برای گیاه ایجاد کند. حساسیت به شوری به پایه نیز وابسته است. برای مثال منبع اشاره می‌کند که پایه GF-677 توان تحمل سطوح متوسطی از شوری را دارد و هم‌زمان برای خاک‌های آهکی، خشک و کم‌حاصل مناسب است. در پایه‌های حساس مانند Lovell و Nemaguard، کاهش عملکرد از هدایت الکتریکی عصاره اشباع خاک در حدود 2.5dS m⁻¹ گزارش شده است. کیفیت آب آبیاری و مدت قرار گرفتن در معرض آب شور نیز اهمیت زیادی دارد. منبع تأکید می‌کند که کاهش مقدار آب آبیاری یا استفاده از آب زیرزمینی با کیفیت پایین می‌تواند شوری ناحیه ریشه را افزایش داده و عملکرد را کاهش دهد. ازاین‌رو، پایش شوری خاک و آب، انتخاب پایه متحمل و جلوگیری از تجمع نمک در ناحیه فعال ریشه از اجزای اساسی مدیریت باغ بادام در مناطق شور هستند.

تأثیر تنش‌های محیطی بر عملکرد بادام

اثر تنش‌های محیطی در بادام تنها به شدت تنش وابسته نیست، بلکه زمان وقوع آن نسبت به مرحله فنولوژیک اهمیت اساسی دارد. یک دمای پایین که در زمان خواب زمستانی برای تأمین نیاز سرمایی ضروری است، همان دما پس از باز شدن گل می‌تواند خسارت شدید ایجاد کند. به همین ترتیب، گرمای تابستان بخشی از شرایط طبیعی سازگار با بادام است، اما دمای بالای هم‌زمان با گلدهی ممکن است دوره مؤثر گرده‌افشانی را کوتاه کند. کمبود آب نیز اگر در مراحل خاصی از نمو جوانه گل، تشکیل میوه یا رشد مغز رخ دهد می‌تواند اثر متفاوتی نسبت به وقوع آن در دوره‌های کم‌حساس‌تر داشته باشد. بنابراین پاسخ بادام به محیط باید در چارچوب فنولوژی سالانه درخت تحلیل شود.

نمونه روشن این تعامل در فرآیند گلدهی دیده می‌شود. شرایط نامساعد مانند سرما، بارندگی، مه و باد می‌توانند فعالیت حشرات گرده‌افشان را محدود کنند، درحالی‌که بارندگی و رطوبت بالا نیز بازشدن بساک و انتقال گرده را مختل می‌کنند. در مقابل، دمای بسیار بالا موجب تسریع بیش از حد نمو گل و کاهش طول دوره گرده‌افشانی مؤثر می‌شود. به همین ترتیب، خشکی در زمان تشکیل جوانه گل می‌تواند پتانسیل باردهی سال بعد را کاهش دهد، درحالی‌که خشکی شدید نزدیک بلوغ ممکن است بازشدن پوست سبز و فرایند برداشت را مختل کند. بنابراین در ارزیابی اثر تنش‌های محیطی، استفاده از یک مقدار ثابت برای تحمل گیاه کافی نیست؛ بلکه شدت، مدت و به‌ویژه مرحله رشد درخت در زمان تنش باید هم‌زمان مورد توجه قرار گیرند.

نقش رقم و پایه بادام در سازگاری با تنش‌های محیطی و تغییر اقلیم

وجود تنوع ژنتیکی گسترده در بادام یکی از مهم‌ترین ابزارهای سازگاری این محصول با محیط‌های متفاوت است. ارقام و ژنوتیپ‌های بادام از نظر نیاز سرمایی، نیاز گرمایی، زمان گلدهی، تحمل خشکی و پاسخ به شوری تفاوت قابل توجهی دارند. همین تنوع طی قرن‌ها سبب انتخاب ژنوتیپ‌های مناسب برای مناطق مختلف شده و در برنامه‌های اصلاحی جدید نیز برای توسعه ارقام دیرگل، کم‌نیاز به سرما یا مقاوم‌تر به تنش مورد استفاده قرار گرفته است. برای مثال، برخی گونه‌های وحشی بادام به‌عنوان منابع ژنتیکی بالقوه برای صفاتی مانند تحمل خشکی، مقاومت به بیماری و کنترل رشد شناخته شده‌اند.

پایه نیز بخش مهمی از این سازگاری را تعیین می‌کند. برنامه‌های اصلاح پایه در بادام به‌طور مستقیم به دنبال افزایش تحمل به خشکی، شوری، pH بالا، بیماری‌های خاکزاد و دیگر تنش‌های خاکی هستند. اهمیت این موضوع در شرایط تغییر اقلیم بیشتر خواهد شد. افزایش دما می‌تواند در مناطقی که نیاز سرمایی رقم به‌طور کامل تأمین می‌شود، گلدهی را جلو بیندازد؛ اما در مناطق گرم‌تر ممکن است کاهش سرمای زمستان موجب تأخیر یا طولانی‌شدن گلدهی، ریزش جوانه و کاهش تشکیل میوه شود. در نتیجه، تغییر اقلیم الزاماً پاسخ یکسانی در تمام مناطق ایجاد نمی‌کند. برخی مناطق سرد ممکن است برای بادام مناسب‌تر شوند، در حالی که برخی مناطق سنتی تولید ممکن است به دلیل تغییر الگوی سرما و گرما با مشکل سازگاری رقم مواجه شوند. بنابراین آینده تولید پایدار بادام تا حد زیادی به انتخاب صحیح ترکیب رقم × پایه × محیط و استفاده هدفمند از تنوع ژنتیکی موجود وابسته خواهد بود.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا