آموزش کشاورزی

نیازهای اقلیمی سبزی‌ها

نقش دما در رشد و نمو سبزی‌ها

آستانه‌ دمای پایه، مطلوب و بحرانی

دمای محیط یکی از اصلی‌ترین عوامل اقلیمی مؤثر بر رشد و نمو سبزی‌هاست که در قالب سه واژه تعریف می‌شود: دمای پایه (Base temperature)، دمای مطلوب (Optimum temperature) و دمای بحرانی یا حداکثر تحمل (Critical or Maximum temperature). این دما ها به‌طور مستقیم رشد رویشی، زایشی، فتوسنتز، تنفس، جوانه‌زنی، گلدهی و رسیدگی فیزیولوژیک سبزی‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

  • دمای پایه، حداقل دمایی است که در آن رشد گیاه آغاز می‌شود و در دماهای پایین‌تر از آن، رشد متوقف می‌گردد. برای مثال، دمای پایه برای رشد Lactuca sativa (کاهو) حدود 4 C°، برای Capsicum annuum (فلفل) حدود 12C° و برای  Cucumis sativus (خیار) در حدود 10C°  گزارش شده است.
  • دمای مطلوب، بازه‌ای از دماست که در آن فعالیت‌های متابولیک گیاه در بیشینه خود قرار دارند و بالاترین راندمان فتوسنتزی، جذب آب و مواد غذایی اتفاق می‌افتد. این بازه برای اکثر سبزی‌های فصل گرم (مثل گوجه‌فرنگی و فلفل) بین 20 تا 27 درجه سانتی‌گراد و برای سبزی‌های فصل خنک (مثل اسفناج و کاهو) بین 15 تا 22 درجه سانتی‌گراد است.
  • دمای بحرانی یا دمای حداکثر، نقطه‌ای است که در آن فرایند های فیزیولوژیکی گیاه دچار تنش گرمایی می‌شوند و فرایند های حیاتی از جمله تعرق، فتوسنتز و فعالیت آنزیم‌ها مختل شده یا متوقف می‌شود. دمای بحرانی برای گونه‌های حساس مانند فلفل می‌تواند بین 35 تا 40 درجه سانتی‌گراد باشد، در حالی که گونه‌های مقاوم‌تری مانند بامیه توان تحمل بیشتری دارند.

علاوه بر این، مفهوم “درجه روز رشد” یا Growing Degree Days (GDD) به‌عنوان یک شاخص حرارتی مهم برای برنامه‌ریزی کاشت، برداشت و پیش‌بینی مراحل فنولوژیک در سبزی‌ها کاربرد گسترده دارد. محاسبه GDD بر اساس دمای پایه هر محصول انجام می‌شود و ارتباط مستقیمی با رشد تجمعی گیاه در طول دوره رشد دارد. همچنین باید توجه داشت که نوسانات دمایی به‌ویژه در مراحل حساس رشد مانند جوانه‌زنی و گلدهی، می‌توانند منجر به اختلال در رشد لوله گرده، سقط گل‌ها یا کاهش کیفیت محصول شوند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که حتی افزایش ۳–۲ درجه سانتی‌گراد در دمای شبانه می‌تواند در برخی سبزی‌ها مثل گوجه‌فرنگی، تأثیر منفی بر تشکیل میوه و وزن نهایی آن داشته باشد .

اهمیت شدت، کیفیت و دوره نور در رشد و نمو سبزی‌ها

نور به‌عنوان یکی از عوامل محیطی کلیدی، نقش اساسی در رشد، نمو و کیفیت سبزی‌ها ایفا می‌کند. سه ویژگی اصلی نور شامل شدت، کیفیت (طیف) و دوره (طول روز) به‌طور مستقیم بر فرآیندهای فیزیولوژیکی مانند فتوسنتز، تعرق، گلدهی و سنتز ترکیبات ثانویه تأثیر می‌گذارند.​

شدت نور

شدت نور، که معمولاً با پارمتر (واحدμmol·m⁻²·s⁻¹) اندازه‌گیری می‌شود، تأثیر مستقیمی بر نرخ فتوسنتز و رشد گیاه دارد. مطالعات نشان داده‌اند که افزایش شدت نور تا حد معینی می‌تواند منجر به افزایش بیوماس و بهبود کیفیت تغذیه‌ای سبزی‌ها شود. به‌عنوان مثال، در یک مطالعه بر روی Lactuca sativa (کاهو) و Spinacia oleracea (اسفناج)، افزایش شدت نور از 200 به 600 μmol·m⁻²·s⁻¹  باعث افزایش وزن خشک برگ‌ها و محتوای کلروفیل در کاهو شد، در حالی که در اسفناج این تغییر شدت نور باعث افزایش رشد رویشی و بهبود کیفیت برگ‌ها از نظر مواد غذایی و ویتامین‌ها گردید. علاوه بر این در تحقیقی بر روی Solanum lycopersicum (گوجه‌فرنگی) و Capsicum annuum (فلفل)، افزایش شدت نور از 300 به 800 μmol·m⁻²·s⁻¹ منجر به افزایش تولید میوه و بهبود ویژگی‌های کیفی نظیر طعم و میزان آنتی‌اکسیدان‌ها در میوه‌ها گردید. در این شرایط، همچنین میزان فتوسنتز و کارایی استفاده از آب در گیاهان افزایش یافت. با این حال، باید توجه داشت که شدت نور بیش از حد می‌تواند منجر به تنش نوری و کاهش کارایی فتوسنتز شود.​

کیفیت نور

کیفیت نور، که به ترکیب طیفی نور اشاره دارد، نقش مهمی در تنظیم فرآیندهای رشد و نمو گیاهان دارد. نور آبی محدوده (400–500 نانومتر) معمولاً باعث افزایش تراکم روزنه‌ها و بهبود فتوسنتز می‌شود، در حالی که نور قرمز در محدوده (600–700 نانومتر) رشد ساقه و گلدهی را تحریک می‌کند. مطالعات نشان داده‌اند که ترکیب مناسب نورهای قرمز و آبی می‌تواند منجر به بهبود رشد و کیفیت سبزی‌ها شود .​

کیفیت نور به ترکیب طیفی نور اشاره دارد که تأثیر زیادی بر فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاهان دارد. نور آبی (در محدوده 400–500 نانومتر) باعث افزایش تراکم روزنه‌ها و بهبود فتوسنتز می‌شود، در حالی که نور قرمز (در محدوده 600 –700 نانومتر) موجب رشد ساقه و گلدهی می‌شود. تحقیقات نشان داده‌اند که ترکیب بهینه این دو طیف نور می‌تواند تأثیر مثبتی بر رشد و کیفیت گیاهان داشته باشد. به‌طور خاص، در مطالعه‌ای بر روی کاهو و اسفناج، ترکیب 70% نور قرمز و 30% نور آبی منجر به افزایش عملکرد فتوسنتز و بهبود رشد رویشی شد. همچنین در تحقیق دیگری بر روی گوجه‌فرنگی، استفاده از 80 % نور قرمز و 20% نور آبی به بهبود رشد ساقه و تولید میوه کمک کرد.

دوره نور

دوره نور یا فتوپریود به مدت زمان نوردهی در طول یک شبانه‌روز اشاره دارد که تأثیر زیادی بر فرآیندهای فنولوژیکی مانند رشد و گلدهی گیاهان دارد. گیاهان به سه دسته تقسیم می‌شوند: روزبلند، روزکوتاه و بی‌تفاوت به طول روز. گیاهان روزبلند مانند اسفناج و کاهو برای گلدهی به طول روز بیشتر از حد معین نیاز دارند، در حالی که گیاهان روزکوتاه برای گلدهی به طول شب طولانی‌تر نیاز دارند. همچنین گیاهان بی‌تفاوت به طول روز در هر شرایط نوری گل می‌دهند. تحقیقات نشان داده‌اند که تغییرات در ساعت‌های نوردهی می‌تواند بر رشد گیاه و کیفیت محصول تأثیر زیادی داشته باشد، به‌ویژه در سیستم‌های کشت گلخانه‌ای و کشت‌های کنترل‌شده، جایی که نوردهی مصنوعی برای بهینه‌سازی فرآیندهای رشدی و افزایش بهره‌وری استفاده می‌شود.

رطوبت نسبی و کمبود فشار بخار در تنظیم تعرق و فتوسنتز در سبزی‌ها

رطوبت نسبی (RH) و کمبود فشار بخار (Vapor Pressure Deficit – VPD) دو پارامتر اقلیمی مهم هستند که تأثیر زیادی بر فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاهان، به‌ویژه سبزی‌ها، دارند. VPDبه‌عنوان اختلاف بین فشار بخار اشباع و فشار بخار واقعی هوا تعریف می‌شود و تأثیر مستقیمی بر تعادل آبی، تعرق و فتوسنتز در گیاهان دارد. این دو عامل می‌توانند به‌طور قابل توجهی عملکرد و کیفیت سبزی‌ها را تحت تأثیر قرار دهند.

تعریف و محاسبه  VPD

VPD نشان‌دهنده تمایل بخار آب از سطح گیاه به جو است. این کمبود فشار بخار در گیاهان به‌ویژه سبزی‌ها می‌تواند به‌شدت در فرآیند تعرق و جذب آب مؤثر باشد. به‌طور ساده، VPD به تفاوت میان فشار بخار آب در سطح برگ‌ها و فشار بخار آب در جو اطراف اشاره دارد. هرچه این تفاوت بیشتر باشد، تعرق و فرآیندهای متابولیک گیاه به‌طور بیشتری فعال می‌شوند. رطوبت نسبی (RH) به‌طور غیرمستقیم بر VPD تأثیر می‌گذارد. هنگامی که رطوبت نسبی در محیط بالا باشد، فشار بخار واقعی نزدیک به فشار بخار اشباع قرار می‌گیرد و بنابراین VPD کاهش می‌یابد. این وضعیت موجب کاهش تعرق و در نتیجه بهبود نگهداری آب در گیاه می‌شود. در مقابل، در شرایطی که رطوبت نسبی پایین باشد، VPD  افزایش می‌یابد و گیاه مجبور به تعرق بیشتر برای تنظیم دمای خود می‌شود.

تأثیر VPD بر تعرق

تعرق به فرآیند خروج آب از گیاه از طریق روزنه‌ها و منافذ سطح برگ‌ها اشاره دارد که نقش مهمی در تنظیم دمای گیاه و جریان آب دارد. افزایش VPD باعث باز شدن بیشتر روزنه‌ها و افزایش نرخ تعرق می‌شود. در شرایطی که VPD بسیار بالا باشد، گیاه برای حفظ تعادل آبی و جلوگیری از استرس آبی مجبور به مصرف آب بیشتر می‌شود، که در نهایت منجر به کاهش ذخایر آبی و کاهش بازده عملکرد گیاه می‌شود. مطالعات مختلف نشان داده‌اند که تنش آبی ناشی از افزایش VPD به‌ویژه در مراحل رشد حساس، مانند جوانه‌زنی و گلدهی، می‌تواند باعث کاهش رشد و کیفیت محصول شود.

تأثیر VPD بر فتوسنتز

فتوسنتز فرآیندی است که در آن گیاهان انرژی نور خورشید را به انرژی شیمیایی تبدیل می‌کنند. برای انجام فتوسنتز، گیاه به دی‌اکسید کربن نیاز دارد که از طریق روزنه‌ها وارد برگ‌ها می‌شود. در شرایطی که VPD بالا باشد، به دلیل بسته شدن روزنه‌ها برای جلوگیری از اتلاف آب، ورود دی‌اکسید کربن محدود می‌شود. این محدودیت در ورود CO₂ می‌تواند باعث کاهش نرخ فتوسنتز و در نتیجه کاهش تولید بیوماس و عملکرد محصول گردد. بنابراین، VPD بالا می‌تواند به‌طور غیرمستقیم بر کارایی فتوسنتز و تولید انرژی گیاه تأثیر منفی بگذارد.

مدیریت VPD در سیستم‌های کشاورزی

کنترل VPD در سیستم‌های کشت گلخانه‌ای و محیط‌های کشت کنترل‌شده از اهمیت بالایی برخوردار است. برای بهینه‌سازی شرایط رشد گیاهان، از جمله سبزی‌ها، می‌توان با استفاده از سیستم‌های تهویه و مه‌پاشی، رطوبت نسبی را در محدوده‌ای مناسب حفظ کرده و VPD را در حدی قرار داد که در محدوده بهینه باشد. دامنه بهینه VPD برای سبزی‌ها معمولاً بین 0.5 تا 1.5 کیلوپاسکال است. در این محدوده، گیاهان می‌توانند بدون ایجاد استرس آبی، فرآیندهای متابولیک خود را به‌طور مؤثر انجام دهند و عملکرد مطلوبی داشته باشند.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا