کاملترین برنامه کوددهی و سموم باغات پسته

فهرست مطالب
نیازهای تغذیهای درختان میوه در مراحل مختلف
نیاز درختان میوه به عناصر غذایی در طی فصل رشد ثابت نبوده و بسته به مرحله فنولوژیکی (رشد رویشی، گلدهی، تشکیل میوه، رسیدن میوه و خزان) تغییر میکند. معمولاً با شروع فصل بهار و مرحله جوانهزنی و گلدهی، درخت از ذخایر غذایی اندامهای دائمی خود (چوب و ریشه) استفاده میکند؛ در این دوره حیاتی، عناصر بهویژه نیتروژن، فسفر و بور که در سال قبل در بافتهای درخت ذخیره شدهاند به سمت جوانههای در حال رشد حرکت میکنند تا رشد برگها و گلها حمایت گردد. به همین دلیل، حتی اگر خاک در اواخر زمستان غنی از نیتروژن نباشد، درختان میوه قادرند بخشی از N مورد نیاز برای رشد ابتدایی را از طریق بازتخصیص داخلی تامین کنند. پس از طی شدن این مرحله اولیه و با توسعه برگها، جذب عناصر غذایی از طریق ریشه شدت میگیرد. تحقیقات فنولوژیکی نشان میدهد که سرعت جذب عناصر پرمصرف در بسیاری از درختان میوه در بهار (همزمان با رشد سریع شاخهها و میوهبندی) به حداکثر میرسد. برای مثال، جذب نیتروژن و فسفر از خاک از اوایل بهار آغاز شده و اغلب تا اواسط تابستان ادامه مییابد، در حالی که جذب پتاسیم ممکن است زودتر تکمیل شود زیرا پتاسیم در مراحل انتهایی رشد میوه تا حد زیادی از برگها به سمت میوهها منتقل میشود. به طور کلی درختان میوه تمایل دارند بخش عمده نیاز غذایی خود را تا پیش از رسیدن میوه تأمین کنند و سپس در اواخر فصل با انتقال مجدد عناصر از برگهای پیر به بافتهای دائمی (ساقه، ریشه)، آنها را برای رشد سال آینده ذخیره نمایند. این الگوی تطبیقی جذب و توزیع مجدد، اهمیت تغذیه بهینه در هر مرحله را نشان میدهد تا هم رشد جاری و هم ذخایر آتی درخت تامین شود. با توجه به تغییر نیازهای درخت در طی فصل، مدیریت کوددهی نیز باید هماهنگ با مراحل فنولوژیکی انجام گیرد.
برنامه تغذیهای پسته
درخت پسته برای رشد مطلوب و تولید محصول باکیفیت به دریافت متعادل و کافی ۱۴ عنصر غذایی ضروری نیاز دارد. این عناصر به دو دسته اصلی تقسیم میشوند که مهمترین این عناصر عبارت اند از:
عناصر پرمصرف (ماکرو): شامل ازت (N)، فسفر (P)، پتاسیم (K)، کلسیم (Ca)، منیزیم (Mg) و گوگرد (S) هستند که به مقدار نسبتاً زیاد توسط گیاه جذب میشوند.
عناصر کممصرف (میکرو): شامل آهن (Fe)، روی (Zn)، منگنز (Mn)، مس (Cu)، بور (B) و مولیبدن (Mo) میباشند که با وجود نیاز کمتر، نقشهای بسیار حیاتی در فرآیندهای فیزیولوژیکی گیاه ایفا میکنند.
شرح کامل هر یک از این عناصر و تاثیر آن در رشد درخت پسته را در مقاله منتشر شده در اگروتک بخوانید.
جدول زیر برنامه کوددهی و سموم مورد نیاز باغات پسته را به تفکیک هر یک از مراحل نمایش میدهد.
یکی از مهمترین گامها در جهت مدیریت صحیح تغذیهای درختان پسته، انجام آزمایش خاک پیش از هرگونه کوددهی است. میزان عناصر غذایی موجود، pH، شوری، بافت و سایر خصوصیات خاک، تأثیر مستقیمی بر جذب مواد غذایی توسط ریشهها و در نهایت عملکرد درخت دارد. جهت دریافت توصیه کودی شخصی سازی شده متناسب با زمین یا باغ خود به بخش توصیه کودی در پلتفرم اگروتک مراجعه کنید.
نقش بور و کلسیم در کیفیت میوهها و جلوگیری از اختلالات فیزیولوژیک
بور
بور به عنوان یک ریزمغذی حیاتی، نقشهای بسیار مهمی در فرایندهای زایشی و رویشی درختان میوه ایفا میکند. یکی از وظایف اصلی بور تسهیل گردهافشانی و باروری گلها است؛ بور در جوانهزنی دانه گرده و رشد لوله گرده به سمت تخمک نقش دارد و بدین ترتیب در تشکیل میوه دخیل است. کمبود بور در درختان میوه معمولاً به ریزش گلها و میوهچهها، کاهش تشکیل میوه و بدشکلی میوههای تشکیلشده منجر میشود. برای مثال، کمبود بور در درخت سیب میتواند باعث تشکیل میوههای چوبپنبهای و بدشکل (پدیده لکه چوبپنبهای داخلی) شود و در انگور بور کم باعث ریزش شدید گلها (پدیده Hen and Chicken) میگردد. بور همچنین در ساخت و پایداری دیوارههای سلولی نقش دارد و به همراه کلسیم موجب اتصال پکتینها در دیواره نخستین سلولها میشود؛ بنابراین حضور بور کافی به استحکام بافتهای مریستمی در حال رشد کمک میکند. این عنصر در انتقال قندها و کربوهیدراتها در داخل گیاه موثر است و کمبود آن ممکن است حرکت شیره پرورده از برگها به اندامهای مصرفکننده (مخصوصاً میوههای در حال رشد) را مختل کند. در نتیجه کمبود بور، نه تنها رشد برگها و شاخههای جوان دچار مشکل میشود (برگهای انتهایی کوچک و کمرنگ، با لکههای نکروزه در حاشیه)، بلکه رشد میوهها نیز کاهش یافته و گاهاً در سطح میوه ترکهای چوبپنبهای ایجاد میگردد. تامین بور از طریق خاک در خاکهای آهکی دشوار است زیرا بور به شکل قابل استفاده در محدوده pH خنثی تا کمی بازی به مقدار کم حضور دارد؛ از این رو غالباً محلولپاشی بور بهصورت سالانه توصیه میشود. بهترین زمان محلولپاشی بور در بسیاری از گونهها اواخر زمستان (پیش از باز شدن گلها) و یا بلافاصله پس از ریزش گلبرگها است تا تشکیل میوه را تقویت کند. منابع رایج بور، بوراکس (تترابورات سدیم) و اسید بوریک برای کاربرد خاکی هستند. امروزه کودهای بور جدیدی نیز تولید شدهاند که حاوی عوامل کلاتهکننده یا فرمولاسیون بهبودیافتهاند تا جذب برگی و کارایی بالاتری داشته باشند. به عنوان نمونه میتوان به کود آمینوکلات بور از محصولات شرکت بازرگانکالا اشاره کرد که به صورت محلولپاشی تامین بور مورد نیاز درخت را به شکل موثری امکانپذیر میسازد. تامین کافی بور در باغهای میوه تاثیر چشمگیری بر افزایش درصد تشکیل میوه، یکنواختی شکل میوهها و حتی رویش بهتر جوانههای انتهایی دارد و همچنین کمک میکند درخت بتواند بخشی از مواد غذایی را برای سال بعد ذخیره نماید. از سوی دیگر باید مراقب بود که غلظت بور خاک از حد معینی فراتر نرود زیرا بور عنصری با دامنه مطلوب باریک است و مقدار بیش از نیاز آن میتواند برای گیاه سمی باشد (علائمی چون سوختگی حاشیه برگها در اثر بور اضافی). در مجموع، مدیریت بهینه بور از طریق پایش منظم وضعیت بور خاک و برگ و کاربرد کودهای حاوی بور به میزان توصیهشده، برای باروری و سلامت درختان میوه امری ضروری است.
کلسیم
کلسیم یک عنصر پرمصرف است که نقشی کلیدی در استحکام ساختاری گیاه و کیفیت محصولات برداشتشده دارد. مهمترین نقش کلسیم در گیاه ایجاد پیوندهای پایدار در دیواره سلولی از طریق اتصال به پکتینها و تشکیل پلهای کلسیمی است؛ بدین ترتیب کلسیم کافی موجب سفتی بافتهای گیاهی و استحکام دیواره سلولی میشود. در بافت میوه، غلظت مناسب کلسیم سبب افزایش استحکام بافتی و کاهش نرمی و پلاسیدگی طی رسیدن و انبارمانی میوه خواهد شد. تحقیقات نشان داده است فراهمی کلسیم کافی میتواند سرعت نرم شدن میوهها را به تأخیر بیندازد، افت وزن میوه در انبار را کاهش دهد و عمر انباری را افزایش بخشد. به عنوان مثال در سیب افزایش کلسیم میوه با کاهش فعالیت آنزیمهای دیواره نظیر پلیگالاکتوروناز همراه است که منجر به حفظ بافت سفت و ترد سیب در مدت انبارداری میشود. علاوه بر نقش ساختاری، کلسیم در تنظیم pH سلولی، عملکرد غشاها و بهعنوان پیامرسان ثانویه در سلولهای گیاهی نیز اهمیت دارد. این عنصر در حفظ یکپارچگی و پایداری غشای سلولی نقش ایفا میکند؛ بهطوریکه کمبود کلسیم باعث افزایش نفوذپذیری غشا و نشت یونها و در نهایت نکروز بافتهای جوان (مانند برگهای جوان یا انتهای ریشهها) میشود. نشانه کلاسیک کمبود کلسیم در درختان میوه، سوختگی حاشیه برگهای جوان (tip burn) و خشکیدگی انتهای شاخههای در حال رشد است، زیرا کلسیم عنصری نسبتاً غیرمتحرک در گیاه بوده و در صورت محدودیت، به اندامهای در حال رشد که در انتهای جریان تعرق قرار دارند کمتر میرسد. در میوهها نیز کمبود کلسیم منجر به اختلالاتی چون لکهتلخ در سیب، پوسیدگی گلگاه در گوجهفرنگی و هندوانه، لکه چوبپنبهای گلابی و ترکیدگی پوست میوه مرکبات میگردد. بنابراین تأمین این عنصر برای حفظ کیفیت میوهها ضرورت دارد. جذب کلسیم توسط ریشهها با جریان تعرق همراه است و عواملی مانند خشکی خاک یا رقابت یونهای دیگر (مثلاً پتاسیم، منیزیم و آمونیوم زیاد در خاک) میتواند جذب کلسیم را محدود کند. به همین دلیل در مدیریت تغذیه کلسیمی، صرفاً اتکا به کوددهی خاکی کافی نیست و معمولاً از محلولپاشیهای برگی کلسیم در طی فصل استفاده میشود تا کلسیم مستقیماً به بافت میوه برسد. منابع رایج کلسیم خاکی نیترات کلسیم و سولفات کلسیم (گچ کشاورزی) هستند؛ برای محلولپاشی، ترکیباتی نظیر کلرید کلسیم، نیترات کلسیم مایع یا کلاتهای آلی کلسیم به کار میروند که جذب برگی سریعی دارند. امروزه محصولات ترکیبی حاوی کلسیم به همراه عوامل آلی (اسیدهای آمینه، قند الکلها و غیره) عرضه شدهاند که کارایی مصرف کلسیم را افزایش میدهند. به عنوان مثال نوتریتک آمینو کلات کَلبُر ۸۰۵ از تولیدات بازرگانکالا یک کود مایع حاوی ۸٪ کلسیم کلاته و ۰٫۵٪ بور همراه با اسیدهای آمینه و مواد آلی است که امکان تامین همزمان کلسیم و بور از طریق محلولپاشی را فراهم میکند. چنین ترکیباتی ضمن تامین کلسیم برای استحکام بافت میوه، با داشتن بور به بهبود رشد انتهایی و تشکیل میوه نیز کمک مضاعف میکنند. استراتژی معمول در باغهای میوه دانهدار (سیب و گلابی) انجام چند نوبت محلولپاشی کلسیم از اواسط فصل رشد میوه تا چند هفته قبل از برداشت است؛ این کار غلظت کلسیم پوست میوه را بالا نگه داشته و از بروز لکهتلخ و نرم شدن زودرس طی انبارمانی جلوگیری میکند. همچنین در میوههای هستهدار (هلو، زردآلو) محلولپاشی کلسیم قبل از برداشت به کاهش ترکخوردگی و بهبود کیفیت پس از برداشت کمک مینماید. به طور کلی، کلسیم عنصری است که مستقیماً با کیفیت و ماندگاری میوههای برداشتشده در ارتباط است و مدیریت صحیح آن در باغ از طریق ترکیبی از کوددهی خاکی (برای تامین نیاز پایه درخت) و محلولپاشی (برای تامین موضعی میوه) یکی از مهمترین اقدامات بهبود کیفیت محصول نهایی بهشمار میآید
نقش تغذیه و محرک های رشد در مقاومت درختان میوه به تنشها
تغذیه متعادل گیاه علاوه بر تأمین رشد و محصولدهی، یکی از عوامل مهم در افزایش مقاومت درختان میوه به تنشهای محیطی (اعم از تنشهای غیرزیستی مانند خشکی، شوری، گرما و سرما و تنشهای زیستی نظیر بیماریها و آفات) محسوب میشود. وضعیت تغذیهای مناسب باعث بهبود وضعیت فیزیولوژیک گیاه و توانمندی آن در مقابله با شرایط نامساعد میگردد. برعکس، کمبود هر عنصر غذایی میتواند حساسیت گیاه را نسبت به تنشها افزایش دهد؛ برای مثال گیاهی که دچار کمبود پتاسیم است، در تنظیم روزنهها و حفظ تعادل آب دچار مشکل شده و در برابر خشکی آسیبپذیرتر است، یا کمبود کلسیم که به تضعیف دیواره سلولی میانجامد میتواند شیوع بیماریهای قارچی مانند پوسیدگیها را تسهیل کند. تامین بهینه پتاسیم در درختان میوه از طریق نقش آن در تنظیم اسمز یا اسمولیتهای سلولی، موجب حفظ توروژسانس سلولها در شرایط کمآبی و افزایش کارایی مصرف آب میشود؛ به عبارتی پتاسیم کافی به بسته شدن بهموقع روزنهها در تنش خشکی کمک کرده و از دست دادن آب را کاهش میدهد. همچنین پتاسیم در تنظیم تعادل یونها تحت شرایط شوری نقش دارد و حضور آن به مقدار مناسب، اثرات منفی سدیم را تعدیل میکند. کلسیم و بور با استحکام بخشیدن به دیواره و غشای سلولی، پایداری بافتهای گیاهی را در برابر تنشهای دمایی بهبود میبخشند؛ غشاهای غنی از کلسیم مقاومت بیشتری به تنش گرما نشان میدهند و نفوذپذیری کنترلشدهتری در مواجهه با تنش سرما دارند. نقش عناصر کممصرف در سیستمهای دفاعی آنتیاکسیدانی گیاه نیز قابل توجه است؛ عناصری مانند روی، مس و منگنز کوفاکتور آنزیمهای مهمی چون سوپراکسید دیسموتاز و کاتالاز هستند که در خنثی کردن رادیکالهای آزاد ناشی از تنشهای اکسیداتیو (مانند تنش خشکی و گرما) دخیلاند. بنابراین وجود این ریزمغذیها به مقدار کافی، موجب افزایش ظرفیت آنتیاکسیدانی و کاهش صدمات اکسیداتیو در شرایط نامساعد میشود. به طور کلی، درخت میوهای که دارای تغذیه متعادل و وضعیت عناصر غذایی مناسبی باشد، از بنیه قویتری برخوردار است و میتواند اثرات منفی تنشها را بهتر تحمل کند یا سریعتـر بر آنها غلبه نماید. شواهد پژوهشی متعددی تایید میکند که برنامههای تغذیهای بهینه میتوانند آثار تنشهای محیطی را تعدیل کنند. برای نمونه، در شرایط اقلیمی خشک و گرم مشخص شده است که محلولپاشی برگی عناصر معدنی میتواند وضعیت آبی گیاه را بهبود بخشیده و تحمل به خشکی را افزایش دهد. در یک مطالعه سهساله روی درختان سیب و گلابی تحت تنش خشکی، تغذیه برگی ترکیبی از عناصر ماکرو و میکرو باعث شد محتوای آب برگ و ظرفیت نگهداری آب در برگها به طور معنیداری بیشتر شده و کاهش تورژسانس برگها به تعویق بیفتد. در نتیجه درختان تغذیهشده توانستند طی دورههای خشکی شدید، فعالیت فتوسنتزی و وضعیت عملکردی خود را تا حد زیادی حفظ کنند، در حالی که درختان شاهد دچار پژمردگی و ریزش پیشرس برگ شدند. همین تیمارهای تغذیهای همچنین منجر به افزایش قابل توجهی در عملکرد میوه تحت تنش شد که نشاندهنده اثر مثبت تغذیه مناسب بر جبران خسارتهای تنش است. مکانیسمهای متعددی در پس این پدیده قرار دارد؛ بهبود تغذیه میتواند تولید ترکیبات تنظیمکننده تنش مانند آبسیزیکاسید را تنظیم کرده و بسته شدن بهموقع روزنهها را در تنش خشکی تسهیل کند.
کوددهی زمستانه برای تقویت جوانهها و رشد اولیه در درختان میوه
در مرحله قبل از گلدهی و آغاز فصل رشد، تامین عناصر کلیدی مانند نیتروژن، بور و روی اهمیت دارد؛ نیتروژن برای رشد سریع شاخسارهها و تشکیل جوانههای گل کافی، و بور و روی برای بهبود گردهافشانی و تشکیل میوه ضروریاند. بنابراین، محلولپاشی برگی بور و روی در اواخر دوره خواب Dormancy و آغاز تورم جوانهها در بسیاری از باغات سیب، گلابی، هلو و … انجام میشود تا درصد تشکیل میوه افزایش یابد. پس از مرحله گلدهی و در طی دوره رشد میوه (Stages Fruit Set و Fruit Development)، نیاز درخت به پتاسیم و کلسیم بیشتر نمایان میشود. پتاسیم در این زمان برای رشد حجمی میوه، انتقال شیره پرورده و بهبود طعم و رنگ میوه ضروری است و کمبود آن میتواند به کوچک ماندن میوه و کاهش کیفیت منجر شود. از این رو در نیمه تابستان اغلب کودهای پتاسه یا محلولپاشی پتاسیم (مانند سولفات پتاسیم محلول) به کار میرود تا نیاز میوه در حال رشد تامین گردد. کلسیم نیز در طی رشد میوه نقشی تعیینکننده در استحکام دیواره سلولی و جلوگیری از اختلالاتی مانند لکهتلخ سیب، ترک خوردن میوه گیلاس و پوسیدگی گلگاه در انار دارد؛ زیرا در این دوره، تقسیم و بزرگ شدن سلولهای بافت میوه نیازمند کلسیم کافی است. به دلیل تحرک کم کلسیم در گیاه، معمولاً محلولپاشیهای کلسیم (با استفاده از کلرید کلسیم یا کلات کلسیم) در طی فصل رشد میوه بهصورت دورهای انجام میشود تا غلظت کلسیم در پوست و گوشت میوه در حد مطلوب باقی بماند. در اواخر فصل و پس از برداشت محصول، یک مرحله مهم دیگر در تغذیه درخت آغاز میشود؛ طی این زمان، درختان میوه عناصر باقیمانده را به اندامهای دائمی منتقل و برای زمستانگذرانی و فصل رشد بعدی ذخیره میکنند. تامین نیتروژن پس از برداشت (در حد نیاز) میتواند به بازسازی ذخایر نیتروژن در ریشهها و تنه کمک کند و در بهار سال بعد منجر به شکوفهدهی بهتر گردد. البته باید دقت نمود مصرف بیش از حد ازت پس از برداشت میوه ممکن است رشد دیرهنگام را تحریک و مقاومت درخت به سرما را کاهش دهد؛ بنابراین تعادل و زمانبندی مصرف مهم است. به طور خلاصه، هر مرحله فنولوژیکی درختان میوه نیازمند مدیریت تغذیه مخصوص به خود است: پیش از گلدهی عناصر محرک زایشی مانند بور، در دوره رشد رویشی بهاره عناصر رشددهنده نظیر نیتروژن و فسفر، در زمان بزرگ شدن میوه عناصر بهبوددهنده کیفیت مانند پتاسیم و کلسیم، و پس از برداشت عناصر ذخیرهساز برای فصل بعد. تطبیق برنامه کوددهی با این نیازهای مرحلهای، نقش بسزایی در افزایش کارایی تغذیه و حصول عملکرد پایدار سالانه دارد.







